تبليغاتX
تبلیغات رایگان و زندگینامه خوانندگان

 

 
 
مهستی (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵ - درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶) خواننده درگذشته موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و خواهر خوانندهٔ ایرانی هایده است. نام اصلی او خدیجه دده‌بالا است.

درباره وی

مهستی از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایرانی است. وی در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد. خواهر او نیز یکی از بزرگ‌ترین خوانندگان درگذشته موسیقی پاپ ایران یعنی هایده است. هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از مهستی گنجوی شاعره ایرانی وام گرفته بود.
مهستی در روز دو شنبه چهارم تیرماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی، در ساعات اولیه روز (۷:۵۲بامداد) و به علت بیماری سرطان روده بزرگ در کالیفرنیا چشم از جهان فرو بست. از وی ۳۵ آلبوم برجای مانده‌است.

 دوره خوانندگی

در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی می‌کردند چراکه در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمی‌گردید.اما مهستی با غلبه با این باورها،چهره‌ای پسندیده و استوار از یک زن خواننده در اذهان عموم از خود نشان داد. و راه را برای دیگر خوانندهٔ زن هموار نمود.وی در طی دوران فعالیت هنری خود بیش از ۳۵ آلبوم ارائه داده‌است.
شروع کار مهستی در برنامهٔ گلها و با خواندن ترانه‌ای به نام آن که دلم را برده خدایا ساختهٔ بیژن ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بوده‌است . اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگ‌هایی نیز درین سبک اجرا نمود.
 

 زندگی خصوصی

دوبار ازدواج داشته‌اند ولی هر دوی ازدواج‌ها منجر به طلاق گردیده‌است . از ازدواج اول با کورس ناظمیان صاحب دختری به نام سحر هستند. ازدواج دوم ایشان هم با بهرام سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بوده‌است .
 

 درگذشت

بعد از چهار سال بیماری سرطان کلون (سرطان روده بزرگ) در سنتا روزا ی کالیفرنیا ی شمالی در ساعت ۷:۵۲ صبح مورخ ۴/تیر/۱۳۸۶ خورشیدی دار فانی را وداع گفت. پس انتقال پیکر او،در گورستانی در لس آنجلس شهر وست وود در کنار مزار خواهر خود هایده و مادرشان به خاک سپرده خواهند شد.
 

 آلبوم‌شناسی

بیشتر کارهای او از بزرگانی چون جهانبخش پازوکی در حدود ۶۰ ترانه می‌باشد. در اواخر و آلبوم آخر (از خدا خواسته) نیز شادمهر عقیلی عهده دار موسیقی و تنظیم کارهایشان با ترانه‌هایی سروده از مریم حیدرزاده بوده‌اند.
  • آشفته
  • اسیر
  • آوازک
  • از خدا خواسته
  • بزم (آواز دلدادگان)
  • بزم بهار
  • بیگانه
  • دلداده
  • قسم
  • گل گندم
  • گل امید
  • گل‌های رنگارنگ
  • حقیقت
  • همیشه عاشق
  • همیشه سبز
  • هوای یار
  • هوای عاشقی
  • لبخند
  • مستی
  • مهمان
  • موج
  • مسافر
  • نامه
  • اوج صدا
  • سراب عشق
  • سپیده‌دم
  • تقدیر
  • ترانه سال
  • تو بزن تا من برقصم
  • ضیافت

 
مهستی شوهرش را برای دریاقت عنوان شوهر نمونه سال کاندیدا می کند
 
- الو ، خانم مهستی تشریف دارند ؟
- خودم هستم ،سرکار؟
سلام خانم ،بنده خبرنگار زن روز هستم ،چه عجب منزل هستید و ما توانستیم شما را پای تلفن پیدا کنیم
- خب چکار کنم .شغلم ایجاب می کند که زندگی پرجنب و جوش و پرفعالیتی داشته باشم ،تازه خوب شد امروز تلفن کردید ،چون دیشب از شمال برگشتیم و جند روز دیگر برای اجرای برنامه باید به آبادان بروم ،بعد از بازگشت از آبادان هم تصمیم دارم با دختر سه ساله ان « سحر » ومادرم به اروپا نزد شوهرم بروم ،بعد همه با هم برای استراحت یکماهه به جنوب فرانسه خواهیم رفت .
- خوشا به حالتان ،حق دارند که به صاحبان صدای خوب می گویند « حنجره طلایی » چون واقعا یک حنجره خوب طلا ساز است !
- ای بابا ،با این همه کار و فعالیت میخواهید در طول سال یکماه هم نتوانیم به مسافرتی برویم .من اگر اهل پول و طلا بودم میتوانستم با آواز خواندن در کاباره ها درآمد بیشتری داشته باشم .
- شوخی کردم ،بعکس معتقدم هنر مندانی که غالبا برای اجرای برنامه به مسافرت می روند ،بحق باید گهگاهی هم بخاطر استراحت و تفریح شخصی چمدان سفر ببندند ،گفتید شوهرتان در حال خاضر در اروپا زندگی می کند ؟
- در اروپا زندگی نمی کند ،برای رسیدگی به کارهای شخصی اش حدود یکماه می شود که به اروپا رفته است .
- ببخشید ایشان شوهر اولتان هستند ؟
- میخواستید شوهر چندم من باشد ؟
- این جسارت مرا ببخشید ،ولی در همه جای دنیا هنرمندان متهم به ازدواج های مکرر و طلاق های پی درپی هستند !
- من تصور می کنم هنرمندانی که از همسرانشان جدا می شوند غالبا تاریخ ازدواج شان مربوط می شود به قبل از شهرتشان و بعد از کسب شهرت و موفقیت خود را از همسری که در زمان گمنامی انتخاب کرده اند زیادتر می بینند و اکثرا آن ظرفیت گذشت لازم را برای سازش با او در خود پیدا نمی کنند .اینست که اختلافاتی میانشان بروز می کند و بالا می گیرد وبه طلاق می انجامد ،من خوشبختانه همسرم را بعد از آنکه به شهرت رسیدم انتخاب کردم و انتخابم انتخابی آگاهانه و موفقیت آمیز بوده است .
- به شما بخاطر انتخاب درست و موفقیت آمیزتان تبریک میگویم . ولی با اجازه تان دلیلی را که علت اصلی طلاق هنرمندان ذکر کرده اید جز در موارد نادری صادق نمیدانم .زیرا تعداد هنر مندانی که پس از کسب شهرت و موفقیت ازدواج کرده اند و طلاق گرفته اند آنقدر زیاد است که خودبخود تحلیل و توجیه شما را نفی می کند
- بهرحال من آنچه در این مورد بفکرم رسید گفتم و شخصا ضامن ازدواج و طلاق کسی نیستم ،در مورد خودم و همسرم نیز با اطمینان میتوانم به شما بگویم که سخت نسبت بهم علاقه مندیم و قول میدهم محبت احترام آمیزی که  میان ما وجود دارد تا آخر عمر حفظ خواهد شد .شوهر من « کورس ناظمیان » آنقدر خوب و آقاست که اگر یکبار دیگر مجله زن روز تصمیم بگیرد به انتخاب شوهر نمونه سال بگیرد .من اورا به عنوان بهترین شوهر معرفی خواهم کرد و اطمینان دارم حتما برنده خواهد شد
خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام
 
هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1316)
 
 متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی
 
توسط پرویز یاحقی کشف شد.

نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار
 
 بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و
 
 پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود
 
خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.

کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و
 
 پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005
 
نیز در این کشور توسط جمعی از ایرانیان از وی برای 35
 
سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی
 
تقدیر به عمل آمد.


مهستی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا به سرطان
 
 در لس آنجلس درگذشت.
 
سه اهنگ قدیمی و  زیبا و فراموش نشدنی از زنده یاد مهستی
 
بانوی موسیقی ایران با دو کیفیت برای اولین بار به مناسبت
 
درگذشت مهستی
 
این هم متن یکی ماندگارترین آشعار
 
 خوانده شده توسط مهستی
 
بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب

توی دفتر موج . رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است
مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه است

با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست
با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم

روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب

توی دفتر موج . رو دریا
توی خواب خاک . ریشه ها موسم شکفتن
همصدای من میخونن وقت از تو گفتن

چشم بستمو تو بیا به سپیده وا کن
با ترانه نفسات باغچه رو صدا کن
با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم

روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب

توی دفتر موج . رو دریا
با ترانه نفسات . من ترانه میگم
اسمتو مثل یه غزل عاشقانه میگم

بیا که دیگه وقتشه . وقت برگشتنه
بوی پیرهنت که بیاد . لحظه دیدنه
با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم

روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب
توی دفتر موج . رو دریا
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 12:11  توسط محسن  | 

 زندگی نامه گوگوش
بيوگرافي

- متولد سال 1328 در تهران.
- داراي مدرك تحصيلي متوسطه
- فعاليت هنري با عمليات آكروباسي (1334)
- فعاليت هنري با خوانندگي (1338)
- شروع فعاليت در سينما با بازي در فيلم بيم و اميد
- شروع مجدد خوانندگي پس از وقفه اي طولاني در سال 1379 (كانادا)

بخشي از فيلمشناسي

بيم و اميد (1339)
گدايان تهران (1345)
ستاره هفت آسمون (1347)
سه ديوانه (1347)
پنجره (1349)
احساس داغ (1350)
بي تا (1351)
ممل آمريكايي (1353)
شب غريبان (1354)
همسفر (1354)
ماه عسل (1355)
نازنين (1355)
در امتداد شب (1356)
امشب اشكي مي ريزد (1357)

بیوگرافی گوگوش به نقل از فائقه آتشین !! :


من متولد 1329/2/15 هستم. پدرم صد در صد در زندگی من تاثیر مستقیم گذاشت. او بود که تصمیم گرفت دختر سه سالشو بذاره روی صحنه و به عنوان پارتنر آکروبات بازی خودش انتخاب کنه قبل از اینکه روی صحنه منو بذاره آواز بخونم. پدرم آکروبات می کرد و از روی بند راه می رفت و بند بازی می کرد و قبل از آوازخونی از من به عنوان پارتنر استفاده می کرد. یعنی به این صورت که وقتی روی بند راه می رفت دو تا صندلی را پایه هاشو روی هم می گذاشت و من را روی صندلی دوم می نشوند و صندلی اول راروی چونه اش می گذاشت واز روی بند راه می رفت. این آکروباسی یه جا منو متوقف کرد یعنی صندلی از روی چونه اش لیز خورد و منووسط زمین و هوا از پشت سر با مو هام گرفت. ولی وقتی متوجه شد که من ترانه خواننده ها را یک بار که می خونم دفعه دوم می تونم بخونم این استعداد را در من دید که می تونم صدای خواننده ها را تقلید کنم.این ترانه را از خانم پوران که اون زمان به اسم بانو ناشناس می خوند اجرا می کردم. یک ترانه از خانم دلکش اجرامی کردم به نام رعنا جان، یک ترانه از خانم مرضیه می خوندم یکی از مصطفی پایان می خوندم...کوچکتر از اون بودم که احساس بکنم که روی صحنه دارم برنامه اجرا می کنم یا جلو جمعیت هستم. فقط پدرم گولم می زد که برات عروسک می خرم اگه بری بخونی. به همین دلیل صحنه برام وقتی بزرگتر شدم عادی شد. روی صحنه احساس می کردم تو خونمونم و جمعیت احساس امنیت به من می داد. هر چی تعداد جمعیت بیشتر می شد حس می کردم کار بهتر ی می کنم. از سنین اول دبستان که همون هفت سالگی باشه یواش یواش توام با آزار و رنج شد. چون زندگی خانوادگی و خصوصیم زندگی یک بچه با اون موقعیت نبود. نمی خوام بشکافم اون ماجرا ها رو اما به دلیل داشتن زن پدر، نداشتن فرصت کافی برای درس خوندن و اجرای مداوم برنامه فشار بهم زیاد می آورد. چون هم نان آور خونه بودم هم باید درس می خوندم هم نمی تونستم بچگی کنم. اما این فشار ها روزبه روز منو آبدیده تر می کرد. فکر می کردم روی صحنه کارمو بهتر ادامه بدم. شاید رنج اون زمانها و اذیت و آزاری که شدم میوه شو بعد ها بهم داد.آهنگ های اولیه که خودم شروع کردم به خوندن فکر می کنم مربوط به سال1345 یا 46 شاید هم 44 باشه. چون سال1344 ترانه ای از حسن شماعی زاده خوندم که هیچوقت به صورت صفحه و نوار به بازار نیومد ولی فکر می کنم توی رادیو اجرا کردم به نام شهرزاد قصه گو. اما اولین ترانه ای که رسما به نام خودم اجرا کردم و به صورت صفحه به بازار اومد ترانه قصه ی وفا بود از هنرمند قدیمی و عزیزمون پرویز مقصدی که خیلی هم با استقبال روبرو شد و اون ترانه فروش فوق العاده داشت در زمون خودش. هیچ وقت فکر نمی کردم که در دوران تین ایجری گوگوشی خواهم شد که فردا مردم ازش تصویری دارن اما اینو می دونستم که روی صحنه کارمو بلدم. این رو مطمئن بودم و نمونش رو اون موقع توی ایرونی نمی دیدم. تنها کسی را که می تونستم با خودم مقایسه بکنم با اون ذهن کودکانه ام مایکل جکسون بود که از من کوچکتر بود و اولین سفری که به آمریکا داشتم صفحاتشو تهیه کردم و جالب بود برام که بچه ای مثل خودم از کودکی کار موسیقی می کنه و کارشو بلده. اما یک دوره ای هست که فکر می کنم کارهائی که اجرا کردم کارهای بسیار زیبائی بود. آهنگسازانی که با هاشون کار کردم اولینش واروژان بود و بعد به طور قطع حسن شماعی زاده است. ترانه سراهائی هم که باشون کار کردم و ترانه هاشون واقعا زیبا و به یاد موندنی هستند : ایرج جنتی عطائی، شهیار قنبری و اردلان سرفراز. برگشتن من در سال 1979 به ایران در شرایط بسیار بسیار بدی بود. اون دوران، دوران سختی برای همه بود. چه برای کسانی که داخل ایران بودند و چه کسانی که خارج از ایران بودند. برحسب اتفاق من جزو کسانی بودم که وقتی انقلاب شد خارج از ایران بودم و بخصوص در آمریکا بودم. اون زمون یعنی سال 1979 تعداد ایرانیانی که در آمریکا بودند این قدر نبود. خیلی کم بود و من هم برای دو هفته اومده بودم و وقتی این اتفاق افتاد مجبور به موندن توی امریکا شدم. برای شش ماه، ولی تو این شش ماه این قدر سختی کشیدم که به محض این که تونستم به ایران برگشتم و وقتی به من گفتند اگر بری ایران این اتفاق و اون اتفاق میفته، دیگه برام مهم نبود. در واقع هر اتفاقی را برای خودم با آغوش باز می پذیرفتم. به این شدت حالم بد بود و حال خوشی نداشتم و وقتی هم که تصمیم گرفتم برگردم، دیگه هیچ چیزی نمی تونست رای منو عوض کنه حتی اگه اعدام می شدم...در واقع پس از این که از زندان رها شدم تحمل کردم و تا همین اواخر در ایران ممنوع الخروج بودم و دلم می خواست که با پاسپورت از ایران خارج بشم. در عین حال فکر می کردم که چه کاری دیگه برا انجام دادن دارم؟! ولی وقتی شوق مردم رو توی خیابون می دیدم از طرفی این احساس بهم دست می داد که من تصمیم شخصی نمی تونم بگیرم . وضعیت من یک وضعیت شخصی و خصوصی نیست. گوگوش متعلق به پهنه ی هنره و دنیای موسیقی و جوابگو به مردم. صداشو دوست دارن، برنامه هاشو دوست دارن. اما از طرفی هم اون دوران به من یک افسردگی داده بود(انگزایتی). این افسردگی باعث شده بود که به طور کلی از کار کردن مایوس بشم. از پرداختن به موسیقی و تمرین مایوس بشم. اصلا قدرت کار نداشتم. اما این اواخر قبل از اومدن باید انصافا بگم که مسعود کیمیائی خیلی تشویقم می کرد که کار بکنم تو خونه. اما انگیزه ی کار کردن نداشتم. چون اگه می خواستم یه ترانه بسازم، نه آهنگساز داشتم، نه تنظیم کننده نه یه شعر . گیریم که همه ی این ها پیدا می شد، اجازه ی طبع نداشتم که به من وقت استودیو بدن. در نتیجه دیگه ول کرده بودم. اما وقتی به من پیشنهاد شد که برای اجرای کنسرت به خارج از ایران بیام، در واقع بیشتر به خاطر دیدن پسرم و نوه ام این کار را قبول کردم ولی وقتی در کوران اجرای کنسرت قرار گرفتم دیگه اون سیل منو برد و تا جائی برد که الساعه در خدمت شما هستم. احساسی که اون لحظه ای که سوار هواپیما شدم و از فرودگاه مهرآباد به طرف تورونتو در پرواز بودم احساسیه که شاید نشه با کلام گفت! باور نمی کنید، اما هر لحظه فکر می کردم هواپیما را دومشو می گیرن و دوباره می شونن. یعنی مث کارتون بود برام! تا زمانی که هوا پیما از روی باند تیک آپ نکرده بود، فکر می کردم الآن می ریزن توی هواپیما. زمانی هم که راه افتاد و هنوز روی باند راه می رفت فکر می کردم الآن جلوشو می گیرن و می ایستوننش. زمانی هم که باز تو هوا و تو آسمون ایران بودیم می گفتم باز با بی سیم از برج مراقبت می گن هوپیما را برگردونین! یعنی این قدر این حس نا امنی و وحشت توی وجودم بود که همش به این فکر می کردم که نکنه جلوی پرواز منو بگیرن!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 11:55  توسط محسن  | 

حبیب

بعد از یه مدت طولانی بازم می خوام کارم رو شروع کنم ولی تحتمالا خیلی دیر به دیر آپ کنم /

زندگی نامه امروز مربوط می شه به سلطان گیتار ایران حبیب عزیز که می خواستم جز اولین بیوگرافی ها باشه ولی نشد الانم خیلی کمه ولی بهتر از هیچی هست

نام کامل ایشان حبیب محبیان است و در شمیران آذربایجان به دنیا آمد.سه

 سال در رضاییه و چند سالی هم در تبریز زندگی کرده است. حدود ۵۴

سال سن دارد و صاحب سه پسر به نام های محمد، احمد و رضا است.

 محمد هم خواننده است و با پدرش

میخواند. 

  حبیب از همان بچگی به موسیقی و آواز خواندن علاقه داشته . از همان

دوران جوانی به استعداد خود در خواندن پی برد و حدود ۱۰ تا آهنگ کوچه

بازاری خواند. حبیب همان دوران با دختری به نام شادی ازدواج میکند که

شادی بر اثر حادثه ای میمیرد و غمی به دل حبیب میگذارد . حبیب اولین

آلبومش را در سال  ۱۳۵۵ با عنوان مرد تنهای شب روانه بازار میکند که

در همان سال یکی از پر فروش ترین آلبوم های سال بود و به قول معروف

حبیب با این آلبوم ره صد ساله رو یک شبه تمام کرد.                           

  حبیب در مرد تنهای شب چند آهنگ از جمله آهنگ شهلای من رو واسه

زنش خوند. بیشتر آهنگای این آلبوم از جمله مرد تنهای شب، خواب سرخ

بوسه ها، مادر و شهلای من ماندگار شدند . 

                                                                                             حبیب قبل انقلاب دوتا آلبوم زیبای دیگر به نام های همراز و سلام همسایه

رو خوند که بعد از آن انقلاب شد و حبیب بنا به دلایلی به مدت ده سال

نخواند. حبیب پس از چند سال که از انقلاب گذشت با خانواده اش از ایران

رفت و کار هنری خود را دوباره از صفر و آلبوم صفر شروع کرد.                 

 لازم به ذکر است که آهنگساز تمام اهنگهای حبیب خودش است و واقعا با

 گیتار آهنگسازی قشنگی میکند و آکوردهای گیتار حبیب با همه ی

آهنگسازی های دیگر متفاوت است. حبیب بعضی از تنظیمات و بعضی از

شعرهای آهنگهایش را خودش میسازد. 

                                                                                             صدای حبیب یک صدای زیبا و دلنشین است و صدای ایشان دارای لرزش

خاصی هست که آگر به آهنگ هایش  گوش دهیم آن به وضوح معلوم است.

 اکثر آهنگ های حبیب پر معنی و پیچیده بوده و فهم آن برای هر کس به

راحتی ممکن نیست. 

رسیده ام به کمالی که جز انالحق نیست                کمال دار را برای من

کمال پرست 

                                                                                                  حبیب از سیاست  غافل نبوده و آهنگ های سیاسی از جمله بزن باران و

هزاران را را خوانده.     

      حبیب آهنگ های عرفانی همانند خداوندا، یا رب و راز و نیاز را خوانده

که در آنها به مقام بسیار بالای خدا اشاره میکند و به نوعی با این اهنگها با

 خدای خود راز و نیاز

میکند.   

   حبیب آهنگ های اجتماعی زیادی خونده که به یکی از زیباترین ان ها با

نام خرچنگهای مردابی میتوان اشاره داشت. 

                                                                                                                        ایشان آهنگ های عاشقانه هم خوانده و به هیچ وجه در آنها از کلماتی پوچ

 و سبک استفاده نکرده است زیرا حبیب خود مردی سنگین و با ابهت است.

                                                                                        حبیب در طول زندگی هنری ۱۳ آلبوم خوانده که هر کدام یک شاهکار به

حساب می آید. ایشان هم اکنون با همسرش ناهید در لس آنجلس آمریکا

زندگی می کنند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 11:38  توسط محسن  | 

زندگی نامه
حمیرا

پروانه امیرافشاری در 1323در تهران به دنیا آمد. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان مالک ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری روح انگیز بنان ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد .
حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خودبا نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت.
وی دو سال بعد در سن
۱۸
سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد. در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است .وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت حود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و اینکه آوازه خوان بودن دختر خود را دور از شان خانوادگی خود می بیند همه صفحات موجود در بازار تهران را خریداری کرده و در خانه خود انبار می کند و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند.
بعد یک سال در طی یک سفر اروپایی که برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود به کار خود ادامه میدهد(توضیح : دومین اثر مشترک حمیرا ، تجویدی و ترقی ترانه ایست به نام " سرگردان" در گوشه ی موالیان ازگوشه های مهجور دستگاه همایون . پشیمانم بعدا ساخته شد که به دلیل مدولاسیون زیبایی که از همایون به سه گاه تغییر مقام می دهد و باز میگردد باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. منبع مطالب داخل پرانتز : سخنان زنده یاد استاد تجویدی)
پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند. صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد .ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی ار بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نورسیده مراتنها نگذاری پنجره‌ای به باغ گل و ... اجرا کرده است.
وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد شد همسر سوم وی که تا جر کراوات بود بعد از انقلاب عملا بيکار شد و بيمهری وی به حميرا روز به روز بيشتر شد. حميرا تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان در تهران به يکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد ولی نتاسفانه باز از طرف عناصر تندرو مورد اذيت و آزار قرار می گرفت لذا به ناچار بی آنکه مورد حمايت همسرش باشد به تنهایی و بصورت ناشناس با گريم در قالب يک پيرزن زشت رو با دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در امریکای مرکزی رفت. وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد. به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقيما به امریکا مهاجرت کرد .حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میرافشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و با حمايت احمد مسعود کار هنری خود را از سر گرفت .و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت .وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.

نوع صدا و سبک موسیقایی
صدای ایشان دارای قابلیت سوپرانو را دارد که از نوع کمیاب ترین صداها می باشد. او در ضمن تنها بانوی آوازه خوان ایرانی ست که شش دانگ کامل صدا را دارا می باشد. با تکیه بر نظر اساتید اهل فن حمیرا از محدود هنرمندانی ست که یک شبه ره صد ساله را پیموده است و با ارائه یک اثر با نام صبرم عطا کن تمامی هنرمندان شهرت یافته پیش از خود همچون عصمت باقرپور مشهور به دلکش و اشرف السادات مرتضوی مشهور به مرضیه و خاطره پروانه و هنگامه اخوان و پریسا را در سایه قرار داده و سبک نوی در موسیقی سنتی ایران که بعدها توسط اساتید موسیقی اصیل به نام حمیرایسم مشهور شد را در موسیقی کلاسیک رو به افول دهه چهل خورشیدی پایه گذاری کندو طراوت و تازگی خاصی به موسیقی سنتی ایران ببخشدو مهمتر از آن توانسته اند در طول چهل سال فعالیت هنری همیشه در اوج بمانند و جز چند سوپراستار مطرح موسیقی ایران باشند .

 آهنگسازان
برخی از آهنگسازان نامی که با وی همکاری نموده اند عبارتند از: استاد علی تجویدی - استاد پرویز یاحقی - استاد اسدالله ملک - استاد کامل علی پور - استاد محمد حیدری - استاد محمدجلیل عندلیبی - حسن شماعی زاده - بابک رادمنش - کاظم رزازان - صادق نوجوکی - استاد فضل الله توکل - استاد انوشیروان روحانی.

ترانه سرایان و شاعران آثار
حافظ - مولوی - بابا طاهر عریان - استاد رهی معیری - استاد بیژن ترقی - هما میرافشار - لیلا کسری مشهور به هدیه - جلیلی بیدار - عماد خراسانی - کمال خجند - گلچین معانی - معینی کرمانشاهی

 لیست آثارکلاسیک ماندگار
(استاد تجویدی : صبرم عطا کن ، سرگردان ، پشیمانم ، بادلم مهربان شو، دنبال دل ، دیگر چه خواهی، شهنشاها، وقتی که عشق میاد، بازم آفتابی میشه ، دور از دیار ) به یاد روح انگیز . بگو چه بگویم . . مرانفریبی . هدیه عشق - بهار نورسیده بهار عشق من - محبت - ساز خاموش - دل خونه - محمد - درویشان - از دست عشق- بی وفایی - الهی بمیری --به خاطر تو - آهنگ محبت - می عاشقانه - گلهای تازه شماره 145 با هم خوانی استاد محمودی خوانساری. و...

 لیست آثار ماندگار پاپ
دریا کنار - پیرت بسوزه عاشقی - سرگردان - ده بهار - بی قرار - شمال - کوچ - امید - اینه دنیا - عالم عشق -هم زبونم باش - مسافر غریبه - ای دادبیداد - چوبکاری -در جستجو -

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 11:36  توسط محسن  | 

زندگینامه کامل سامی یوسف

سامی یوسف در ماه جولای ۱۹۸۰ از خانواده ای ایرانی آذری الاصل بدنیا آمد. اما او به همراه خانواده اش به انگلستان رفت و در آنجا نوجوانی و جوانی اش را سپری کرد. و ساکن لندن شد . او که از همان ابتدا به موسیقی علاقه داشت در ۱۸ سالگی به مدرسه موسیقی لندن رفت و در آنجا با تحصیلات آکادمیک موسیقی آشنا شد. او تا کنون ۲ آلبوم روانه بازار کرده به نامهای : ( المعلم ) و (امت من ) و اولین کنسرت موسیقی اش را در مصر برپاکرد که بعد از استقبال وسیع از آن برنامه به کشورهای زیادی از جمله آلمان ترکیه هند و... برای اجرای برنامه دعوت شده ...

او تا به حال با آمیختن موسیقی اصیل شرقی با نواهای کلاسیک غربی و اشعاری که اکثرا در وصف پیامبر اسلام و دین اسلام است مخاطبین بسیاری را جذب کرده و از ویژگی های دیگر کار های او این است که هم به زبان انگلیسی و هم عربی کارهایش را می خواند .



آموزش موسيقي را از سن کم توسط پدر ـ که موسيقيدان، نوازنده و شاعري مشهور بود ـ آغاز نمود و پس ازتسلط بر چند ساز، موسيقي را به صورت آکادميک ابتدا در دانشگاه منچستر و سپس در معتبرترين مؤسسات موسيقي لندن و پس از دريافت بورس تحصيلي در 18 سالگي تحت نظر مشهورترين موسيقيدان‌هاي «مدرسه سلطنتي موسيقي لندن» فرا گرفته است. گرچه سامي از سه سالگي در لندن بزرگ شده اما ريشه‌‌هاي شرقي‌اش (او در يک خانواده ايراني آذربايجاني الاصل به دنيا آمده است) در ساخت ملودي‌ها، آهنگ‌ها و نماهنگ‌‌هايش کاملاً مؤثر بوده است. هوش سرشار سامي و فهم عميق او در تئوري موسيقي و نوازندگي، زمينه‌اي شد تا بتواند فرهنگ‌‌هاي مختلف موسيقي كلاسيك غربي تا موسيقي مقامي خاورميانه اعم از عربي و ايراني و صوفي)، تركي، آواز‌هاي فارسي، آذري، هندي و پاكستاني و حتي ملودي‌‌هاي افغاني را ياد بگيرد.

اين جوان 26 ساله انگليسي، در 23 سالگي (2003) آلبوم اول زيبايش، «المعلم» را به بازار‌هاي جهاني عرضه كرد که شکلي مدرن‌تر و بسيار جذاب تر از همان تواشيح خودمان است به زبان‌‌هاي انگليسي و عربي. اهل فن مي‌گويند که اين آلبوم، انقلابي در اناشيد انگليسي بوده است. بعد از كت استيونس (يوسف اسلام)، خواننده مسلمان بريتانيايي، حالا نوبت به سامي يوسف رسيده است كه آواز‌‌هاي اسلامي‌اش به صدر جدول فروش آلبوم‌‌هاي اروپا و آمريكا برسد؛ فراموش نکنيد که موسيقي پاپ در اين کشور‌ها براي خودش بروبيايي دارد. بسياري به محض اينكه صداي مسحورکننده‌اش را شنيدند به خريدن آلبوم‌‌هايش روي آوردند تا جايي كه تعداد فروش آن در روز اول به طور متوسط به 40 نسخه در هر فروشگاه رسيد. يكي از معتبرترين روزنامه‌‌هاي اروپا در خصوص آلبوم او نوشته است «آثار اين هنرمند به قدري زيباست كه قلب‌‌ها را تسخير مي‌كند». در كشور‌هاي عربي البته استقبال نسبتاً بيشتري نسبت به آلبوم سامي يوسف شد. درست همزمان با حلول ماه مبارك رمضان در يكي از كشور‌هاي عربي تعداد فروش متوسط آلبوم وي در هر فروشگاه به۷۵۰ نسخه رسيد. سامي توانست در مدت يك سال تحول عظيمي در عالم موسيقي و سرود ديني ايجاد كند. اولين آلبومش جزو پرفروش‌ترين‌‌هاي خاورميانه و اروپا شد. نماهنگ «المعلم» به مدت 21 هفته در مصر و 12 هفته در ترکيه در صدر جدول آلبوم‌‌هاي پر فروش بوده است.

در سال 2005 آلبوم عالي‌اش «امت من» را، در ميان استقبال بي نظير مردم، با مضاميني و اشعاري قوي و غالباً اجتماعي، آرمان‌گرايانه، معترض و عدالت‌خواهانه منتشر نمود. همين ويژگي است که سامي يوسف را از بسياري از خواننده‌‌هاي مسلمان جهان ـ که متأسفانه تنها از اسلام يک دين سکولار شبهه مسيحي (مسيحيت تحريف شده منظور است) و نعوذ با… خدا و پيامبر را يک چهره ليبرال معرفي مي‌کنند ـ متمايز مي‌کند. اگر به نام آلبوم آخر ـ که آهنگ آغازينش در ابتدا ذکر شده بود ـ يا به نام مؤسسه سامي يوسف «Awaking» (به معناي بيداري) نيز دقت کنيم، شايد مفهوم «بيداري اسلامي» در ذهنمان تداعي شود. ملودي محلي کشور‌هاي گوناگون، انواع سبک‌‌هاي موسيقايي و شش زبان که در اين آلبوم از آن‌ها استفاده شده است، شاهدي ديگر بر اين مدعاست
.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 11:14  توسط محسن  |