|
|
|
||||
بيوگرافي، ديسکوگرافي و شرح حال هنرمند - معين?. زندگي نامه معين در خانواده اي آمد. او در دوران را با لحني زيبا هاي موسيقي و شادماني برنامه هاي
زيباي خود توانست با کلاس هاي آواز و موسيقي ايران( از سال ?? تا اصفهان برنامه اجرا موسيقي و آواز انقلاب يکي را دوست ايران و دنيا با کمک ادامه دهد. معين نا بينا چشمان او به خاطر غير متعادل بودن آفتابي طبي
او را به اسم رضا نصرالله ميباشد. بخاطر اينکه در رضا . معين چاپ يا بعضي ها ميباشد در صورتي که مرتضي و فتح الله آمريکا داراي چند که او تنها منبع مشروب متنفر است با خداي خود ميداند.
+
نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 22:19 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
بيوگرافي، ديسکوگرافي و شرح حال هنرمند - سياوش قميشياگر 4 رکن اساسي آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظيم ( Compose) و صداي خواننده (Vocal) را در ساخت و اجراي يک ترانه به عنوان وجوه اصلي ترانه در نظر بگيريم , سياوش قميشي تنها هنرمندي ست که هر4 وجه ترانه اش با ديگر فعالان موسيقي پاپ (Popular) ايران متفاوت است.
تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظيم کننده و خواننده اي ست که در بين عموم به عنوان خواننده و براي خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباري ويژه و متفاوت دارد. نخستين وجه و شايد مهم ترين وجه تفاوت آثار سياوش قميشي در ملودي هايش نهفته است. عين حال مبتني بر آکورد هاي غير معمول و کاملأ غير ايراني که ترکيبي عجيب و درخشان را از موسيقي ايراني و غربي در قالب ترانه هاي پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهري برجسته, برداشت ناب سياوش قميشي را از هنر ايراني با اشرافي جامع بر انواع موسيقي غير ايراني به نمايش مي گذارد. در بيشتر آهنگهاي ساخته سياوش رگه هايي روشن و قوي از موسيقي ايراني را مي توان يافت که گرچه روايت جز به جز موسيقي رديفي ايران نيستند اما به خوبي حس ايراني بودن را حتي در ذهن شنونده ي غير حرفه اي متبادر مي کنند و اين هنر اوست که با گريز آگاهانه از تکرار سنتي و نخ نما, ملودي هاي ظريف ايراني را همچون تارهاي طلا بر پيکره ي ترانه اش مي بافد. با کمي دقت در آلبوم هاي سياوش ميتوان بسياري از برداشت هاي آزاد وي را از موسيقي کلاسيک ايران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سياوش قميشي و هم نسلان موفقش آموزش موسيقي ر ا از کودکي به طور خودآگاه يا ناخودآگاه با موسيقي ناب ايراني شروع کردند. شنيدن روزمره ي اجراهاي بسيار موثق و اصيل از بزرگان موسيقي ايران در سالهاي 1320و1330 از راديو تهران تجربه اي تکرار نشدني براي هم نسلان سياوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آينده موسيقي نوين ايران بود که به مرور پس از آشنايي با حوزه هاي ديگر, موسيقي عملي را از طريق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش ديده وتجربه مي کردند. راک) گذرانده و آموزش موسيقي ديده است. موسيقي گروههاي بزرگ غربي و شرايط زماني – مکاني فعاليت آنها را از نزديک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. اين آميختگي عملي با موسيقي روز دنيا در کنار ذهنيت و ناخودآگاه انباشته از ملودي هاي موسيقي ايران, زماني که منشا خلق هنري قرار گرفتند ترکيبي نو و بديع از ملودي و هارموني را پديد آوردند که پيشتر همانندي نداشت. از اين روست که موسيقي سياوش قميشي را يکي از بهترين نمونه هاي هنر هم نسلانش مي دانيم. او با برداشت ويژه اش از انواع موسيقي و با توجه کامل به موزيک روز دنيا به ويژه در حيطه ي پروگرسيو تنظيم, صداسازي و ميکس به مرز نوآوري و خلاقيتي کامل رسيده و در بيان خود قوام ودوام يافته است. همکاري با تنظيم کنندگاني آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودي که ايراني نيستند, توانسته اند با موسيقي ايراني ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجي شخص سياوش در استفاده ي آگاهانه و هوشمند از صداسازي هاي الکترونيک و ساوند افکت هاي عجيب و بجا در تنظيم قطعاتش, به موسيقي او تنوعي خاص و رنگارنگي منحصر به فردي بخشيده است که موزيکاليته ي ترانه هاي او را به گونه اي بهتر و جذاب تر نمايان ميکند. از لحاظ شعري, ترانه هايي که سياوش براي کار انتخاب ميکند چند ويژگي اساسي دارند که مهم ترين آنها سادگي و رواني کلام و دوري از پيچيدگي هاي معماگونه ي شعري است. مردمي نداشته است و با انتخابي آگاه, به دام ابتذال ناشي از ساده پسندي و بي هويتي هم نيفتاده است. فضاي ترانه هاي او فضايي روشن و اميدبخش است, به دور از سايه هاي خاکستري و سياه رايج در ترانه ي نوين ايران. اعتراضي سياه و خمود نيستو از تلخي و شيريني توأم برخوردار است. جالب اين که متقابلأ در کارنامه ي هنري سياوش به هيچ رو با ترانه هاي بي معني و سبک سرانه هم مواجه نمي شويم. شادترين ترانه هاي او, نه در کلام و نه در موسيقي به مرز انحطاط و ابتذال نزديک نمي شوند و شعر و موسيقي ترانه هاي شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندي مأخوذ به حيا بيرون نمي روند. مضامين ترانه هاي سياوش عموما مضامين و موضوعات عاطفي در حوزه زندگي فردي و اجتماعي اند و"عشق, زندگي و حرکت" در اين ميان نقش محوري و کليدي دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پاياني روشن و اميد بخش همراه است. سياوش در شناخت و کشف ملودي پنهان در شعر استعدادي خداداد دارد و با قوه ي درک ريتم بسيار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودي را براي کارش مي يابد. به همين دليل, در آلبوم هايش همه نوع ترانه با ريتم هاي گوناگون شنيده مي شود, تنوعي که شنونده را دچار ملال ناشي از يکنواختي آلبوم نمي کند. او در اجراي ترانه هايش صاحب سبکي مشخص است. آشنايي عميق با ملودي و تنظيم ترانه اي که آهنگ آنرا بر مبناي توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صداي خود ساخته و ويژي هاي خاص صدايش اعم از توناليته و موزيکاليته ي صدا, نتيجه ي خوانندگي اش را بسيار درخشان و پر ثمر کرده است. صداي زخمي و خش دار, آميخته با تحريرها و غلت ظريف آواز ايراني جملات آهنگين را با صميميت و احساسي ژرف و بي غش مي خواند که گويي شعر و آهنگ تنيده بر هم, از جان خواننده بر مي آيند و بر دل شنونده مي نشينند. به جرأت ميتوان گفت هيچ آهنگسازي در موسيقي ترانه ي نوين ايران, در طي سي سال گذشته همانند سياوش قميشي حرکتي رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزايش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه هاي سياوش قميشي (ترانه به معناي جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و اين عموميت به ويژه در بين جوانان ديده مي شود. شايد او تنها آهنگساز/خواننده اي ست که هر چه بيشتر کار ميکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تري پيدا مي کند و به زبان موسيقي به جوانان, زندگي, عشق و نشاط مي بخشد, همچون دوستي همسن در خلوتشان ميخواند و مانند پدري مهربان سنگ صبور درد هاي جواني شان مي شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صداي سياوش قميشي زندگي کرده ايم , عاشق شده ايم, گريسته ايم, خنديده ايم و نفس کشيده ايم. با او بوده ايم و او با ما بوده است. پيرايه است و به سادگي در ضمير پاک جوانان مي نشيند و شايد از اين روست که جوانان بسيار دوستش مي دارند چرا که جواني مظهر سادگي و يکرنگي ست. سياوش قميشي مانند سرزمين زادگاهش انساني آفتابي است, آفتاب وجودش بي غروب باد.
+
نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 22:12 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ايران .بچه خيابان هاشمي تهران (اصليت طالقاني) فرزند آخر خانواده. پدرشان و برادرانشان را درجنگ تحميلي از دست دادند (قسمت نشد تا درکنار هم بمانيم) . گيتار زدن را از حرکات دست گيتاريست ها ياد گرفتند . فوق ليسانس ازهنرستان موسيقي . تا 24 سالگي به خواننده شدن فکر نميکردند . بي علاقه به موسيقي اصيل و سنتي . اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکشان به تمرين موسيقي مي پرداختند. براي تماشا کليپ هاي خارجي بيتابي ميکردند . رفت و آمد هاي مدام به صدا و سيما براي کار در تلويزيون . در سالهاي72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غير مجاز را در زيرزمين هاي کرج خواندند. متنفر از تجملات . ويلون را خودشان يادگرفتند و استاد سوت زدن هستند ، حتي در استوديو!!! به افراد مختلف القاب مختلف ميدادند . رفاقت با جوانان سالم را دوست دارند . کم غذا و تحت تاثير محبتهاي مادرشان .از هيچ غذايي بدشان نمي آيد. مردم براي خريد آلبوم مسافر او جلوي نوار فروشي ها صف مي کشيدند،که حتي به عده اي هم کاست نمي رسيد چون خيلي ها چند تا چند تا اين آلبوم را خريداري مي کردند و تمام مي شد . خودشان را مديون هيچ کس نمي داند جز مادرشان و محمد تقي برادرشان . هميشه پشيمان از امضاي قرارداد باشرکت پيغام سحر . عاشق اتومبيل بي ام و . بيشتر شعرهاي ايشان را خانم نيلوفر لاري پور گفته است . شناگر ماهر ( خصوصا شناي قورباغه ) . حساسيت بيش از حد نسبت به دندانهايشان . دست به جيب براي دوستان طراز اول .کم حرف.هر روز اگر گيتار تمرين نکند پکر مي شوند . نازانگشتا ( خشاير اعتمادي ) و غزلک (سعيد شهروز ) اوج هنر آهنگ سازي ايشان براي ديگران است . زياد دوست ندارند با کسي مصاحبه کنند . هرگز حاضر نشدند که در آلبوم هيچ خواننده اي هم صدايي کنند . ما درشون را مي پرستند .يک پوستر را با سرمايه شخصي خودشان به بازار فرستاند . عاشق خريد کفش و بيزار از سياست . ناراضي از گريمشان در فيلم شب برهنه . استاد کوک کردن سنتور . عاشق ماشين عوض کردن . نه ازدواج کرده اند ، و نه به خواستگاري رفته اند . علاقه مند موسيقي ترکي . گرفتن تصديق بين المللي در کانادا . آموزش خصوصي گيتارو ويلن در تورنتو . محبوب ترين چهره موزيک پاپ ايران در خارج از کشور . هواداران سرسختي داره ( از جمله بنده) دارند . طرح کليپ هايشان را خودشان ميدهند .خيالي نيست را بدون دست مزد خواندند .وبلاگ ها ويا سايت هاي تقلبي در مورد خودشان را هيچ گاه تکذيب نکرده اند و ميگويند که هيچ سايت و يا وبلاگي را خودشان اداره نميکند و اينها همه طرفدارانشان هستند. و روزي 1 يا 2 بار با مادرشان در ايران تلفني صحبت ميکناد (اي همه وجود من نبود تو نبود من) قبل از عيد سال 83 دست راستشان شکست . در تدارک کنسرتهاي بزرگ در کشورهاي پر جمعيت ايراني که البته تا حالا خيلي کنسرت اجرا کرده اند که واقعا فوق العاده بوده اند. هيچ گونه هدف ويا قصد باز گشت ندارند(ديگه ديدنم محاله ،ديگه بر گشتم خياله) .کاست تلافي رو تکذيب کردند و گفتند ازکارهاي گذشتشونه .عاشق کارشان (کارمن نيزکارعشقه) . واستاد در چهار ساز گوناگون هستند : گيتار و ويولون و پيانو و ارگ...
+
نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 22:5 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
بيوگرافي، ديسکوگرافي و شرح حال هنرمند - ابيابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در 29 خرداد سال 1328 در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.
+
نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 22:0 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||